 |
فهرست اصلی |
|
 |
لینکهای سریع |
 |
موضوعات |
|
|
|
 |
آرشیو مطالب |
|
|
 |
لینکستان |
|
| اگر می خواهید با وبسایت ما تبادل لینک کنید لینک ما را با نام " مهندسی صنایع " قرار دهید و در بخش تماس با ما و یا نظرات لینک خود را قرار دهید. |
|
|
|
 |
تاریخشناسی مهندسی صنایع |
|
گاهی ، یافتههایی در گذر زمان به دست فراموشی سپرده میشوند كه میتوانند در روزگار كنونی سازندهترین درسها را به خود به همراه داشته باشند ؛ افزون بر این ، مروری بر تاریخ دانش همواره افزایش آگاهی را با خود به همراه داشته است و یاریگر بزرگی در تكامل روند علوم بوده است . از این رو در این بخش به تاریخشناسی مهندسی صنایع از دوران دور تا به امروز خواهیم پرداخت تا بدانیم در فرایند شكلگیری مهندسی صنایع به صورتی كه اینك میشناسیم ، چه كسانی و با چگونه تلاشهایی سهم داشتهاند و حوزههای گوناگون این دانش ، چگونه سیر تكاملی خود تا به امروز را پیمودهاند . از یاد نبریم كه :
تاریخ بزرگترین معلم انسانهاست
گام چهارم
تاریخچه مهندسی صنایع به چه زمانی باز میگردد ؟
اهرام ثلاثه را حتما تاکنون بارها و بارها دیدهاید و بیشک میدانید که یکی از عجایب هفتگانه جهان به شمار میآیند . آیا به دلیل این انتخاب اندیشیدهاید ؟! آیا میدانید که مهندسی پیچیده و اندیشمندانهای که در ساخت آنها به کار رفته ، اهرام ثلاثه را به یکی از معظمترین آثار تمدن بشری تبدیل ساختهاست ؟! درست حدس زدهاید ؛ نخستین گامهای ملموس مهندسی را می توان در ساخت اهرام مصر دید که تاریخ آنها به قرنها پیش از میلاد مسیح باز میگردد .
مهندسین بینالنهرین ( سرزمین مابین دجله و فرات در عراق کنونی ) نیز پی برده بودند که برای ساخت ساختمانهای عمومی باید زمین را گود کنند و بدین ترتیب آغازین کاربردهای بیل در کندن زمین مرسوم شد .
از سوی دیگر ، مهندسین یونانی نیز نقش بسیار زیادی در امر مهندسی و بویژه در ساختمان سازی و مکانیک داشتهاند ...
گرچه در این سوابق ، پیشینه بارزی از مهندسی صنایع به چشم نمیخورد ، اما کاربرد مهندسی صنایع در آنها نهفته و به سزاست ؛ در آن زمان هنوز تعریفی از مهندسی صنایع و حتی مهندسی وجودنداشته اما دستاندرکاران باستانی ما بیآنکه بدانند نخستین فعالیتهای مهندسی را پایهریزی میکردهاند و هدف ما از بیان چنین مواردی نیز همین بوده تا دانسته شود کوششهایی که ماهیت مهندسی داشتهاند ریشه در اعماق تاریخ دارند و آغازشان صرفا به یک یا چندین قرن اخیر باز نمیگردد . پس از بیان این مقدمات گمان میکنید اغراق می شود اگر ادعا کنیم : انسان از بدو خلقت مهندس آفریده شده است ؟!
با همه اینها طلیعه پیشرفت چشمگیر در علوم مهندسی به اواخر قرن هیجدهم میلادی باز میگردد : انقلاب صنعتی !
در گامهای آتی و پس از تبیین مفهوم كار به تشریح این پدیده خواهیم پرداخت ...
گام پنجم
مفهوم كار را چگونه تعریف نماییم ؟
كار ، حاصلجمع تمامی فعالیتهای فیزیكی و فكری انسان در جهت تولید كالاها و خدمات موردنیاز وی میباشد . هنگامیكه این فعالیت با هدف دریافت دستمزد انجام گیرد باید آن را كار یا شغل با دستمزد عنوان نمود . كار انسان ابتدایی برای اطمینان از حفظ و بقای خود و مستلزم رویارویی وی با طبیعت بود . با گذشت زمان ، با انجام كارهای كشاورزی میان ارتباط مسقیم نتایج كار و رفع نیازهای فردی انسان فاصله افتاد كه به علت روند تكامل اقتصادی روزبهروز غیر مستقیمتر از پیش میشد .
این ارتباط با تبلور نخستین نظام معامله پایاپای بود كه منجر به پیشرفت اقتصاد پولی شد . به مرور با تقسیم كار و تخصصی كردن آن ، ارتباط مستقیم میان كار و نیازهای انسان فاصله افتاده و درك معنای نهایی كار از سوی او به صورت غیر مستقیم درآمده است .
در دوران باستان كار به معنای فعالیت پَستی بود كه برای افرادی پایینتر از یك شهروند تحصیلكرده و اشرافی در نظر گرفته میشد . در یونان باستان طبقات اشرافی طراحان دقیق فعالیتهایی بودند كه برتری خود را در انجام موفقیتآمیز آن در حوزههای نظامی و شهری به اثبات برسانند ؛ این فعالیتها به معنای انجام كارهای فیزیكی نبود ، بلكه كار توسط بردهها یا عوام به انجام میرسید . عوام جزو شهروندان آزاد بودند با این وجود مجبور بودند برای امرار معاش خود كار كنند ؛ از اینرو نمیتوانستند حتی بخشی از فعالیتهای خود را صرف فعالیتهای اجتماعی برتر همانند هنرآموزی یا تجارت كنند . بعدها ، تحت تاثیر تعالیم مسیحیت ، كار تعریف اجتماعی مثبت و ارزشمندی پیدا نمود .
در سفر پیدایش تورات آمده است كه دنیا در شش روز كار دقیق و پرزحمت خلق گردید و انسان به عنوان مظهر خداوند خوانده شد تا نهتنها در كار خود ، بلكه در اعمال دیگر نیز ، در روز هفتم از خالق پیروی كند .
كار فیزیكی و فكری ، هر دو به عنوان فضیلت اخلاقی محسوب میشدند ؛ این واقعیت كه بسیاری از جوامع اروپایی به عنوان جامعه كاری نامیده میشوند ، میتواند ثمره اصول اخلاقی كار در كلیسای پروتستان باشد كه از پایان قرن پانزدهم به بعد ، صرفنظر از طبقات اجتماعی گسترش یافته است . بدینترتیب ، مفاهیم ادیان الهی همچون اسلام كار را به عنوان برترین فعالیت ، مقدس و موجب نزدیكی انسان به خداوند میدانند .
در گام آتی با انقلاب صنعتی همراه خواهیم بود ...
گام ششم
انقلاب صنعتی را بیشتر بشناسیم !
در گام پیشین در بیان تاریخچه مهندسی به سرفصل جدیدی رسیده بودیم : انقلاب صنعتی ! براستی از انقلاب صنعتی به عنوان موج نوین پیشرفت تولید و صنعت چه میدانیم ؟!
در اواخر قرن هیجدهم فعالیتهای صنعتی توسعه بسیاری یافت ؛ ظهور اختراعات جدید به خصوص در زمینه صنعت نساجی همانند ماشینهای ریسندگی ، دستگاه نختابی و دستگاه بافندگی برقی در این زمینه حائز اهمیت بودند . از سوی دیگر ، استفاده از موتور بخار این امکان را برای کارخانه ها فراهم ساخت تا روش کهن بهره جستن از آب به عنوان نیرو را کنار بگذارند . در کنار این و با گسترش اختراعات و توسعه تکنولوژی ، امکان استفاده از ماشین به جای انسان فراهم آمد و کارگاههای کوچک و سنتی جای خود را به کارخانههای بزرگتر و پیشرفتهتر دادند و تولید دستی و محدود به تولید انبوه تبدیل گردید . این تحولات به واسطه وسعتی که داشت انقلاب صنعتی نامیده شد . تحت شرایط جدید اداره کارخانهها دیگر به صورت سنتی امکانپذیر نبود ؛ با گذشت زمان و توسعه کارخانهها ، نیاز به روشهای علمی جهت مدیریت این گونه واحدها افزایش یافت و بدینسان زمینههای لازم جهت شکلگیری و ظهور مهندسی صنایع فراهم آمد .
در کنار هم و از گذشتههای دور به قرن حاضر نزدیک شدهایم ؛ داستان ما با تبلور مهندسی صنایع ادامه خواهد یافت ؛ در گام آتی پیشتازان تقسیم كار را خواهیم شناخت ...
گام هفتم
پیشتازان تقسیم كار چه كسانی بودند ؟
همزمان با افزایش حجم تولید ، مساله تقسیم كار مطرح شد تا كارها تخصصیتر شده و بتوان كارگران را به كارهای متفاوتی واداشت . عموما تصور میشود روشهای تقسیم كار ، در قرن بیستم و با تئوریهای مدیریت علمی شكل گرفتند اما باید دانست كه با شروع انقلاب صنعتی و تكاملش ، اینگونه روشها نیز توسط بزرگانی چون آدام اسمیت به تدریج ابداع گردیدند اما از آنجا كه كمیت محصولات در سطح پایینی بود ، تاثیر این متدها نیز چشمگیر نبود .
كریستوفر پولهم ، مخترع سوئدی را میتوان نخستین بهكارگیرنده روشهای تقسیم كار به شمار آورد ؛ از جمله اقدامات وی ساخت ماشینهای سكهزنی برای جرج اول پادشاه بریتانیا بود . كریستوفر پولهم از طرفداران سرسخت استفاده از نیروی بخار بود ؛ او میكوشید تا در كلیه مراكز صنعتی نیروی بخار را جانشین نیروی انسانی كارگران سازند و خود در سال 1700 كارخانهای برای ساخت ماشینآلات بخاری ساخت كه با نیروی بخار كار میكرد .
اما كسی كه برای اولین بار به اصل تقسیم كار در دنیای جدید تولید ، صورتی گسترده و نظامیافته داد ، هنری فورد صنعتپیشه آمریكایی بود . فورد نخستین اتوموبیل خود را در سال 1893 ساخت كه دارای دو سیلندر بود و پس از آنكه خودش آن را 1600 كیلومتر راند ، به بهای دویست دلار فروخت و متعاقبا در سال 1899 یك شركت برای ساخت اتوموبیلی كه خرج آن را خود تهیه كرده بود ، تاسیس نمود . نظر اصلی فورد ، ساخت نوعی اتوموبیل ارزان برای استفاده عموم بود و قصد داشت تا با بالابردن محصول كارخانه ، قیمت تمامشده محصول نهایی ارزان گردد ؛ بدینمنظور وی دستور داد بهجای آنكه كارگران بهسراغ قسمتهای مختلف اتوموبیل بروند و آنها را بر روی یكدیگر سوار كنند ، بر جای خود متوقف بمانند ؛ مطابق منظور فورد ، اجزای اساسی اتوموبیل كه در انبارهای مخصوص گردآوری شده بودند ، در خطوط فرعی - كه هر یك از آنها به سوار كردن یكی از واحدهای سازای اتوموبیل ( نظیر شاسی ، موتور و ... ) تخصیص داده شده بود - به راه می افتادند و جملگی این خطوط به خط اصلی سوار كردن اتوموبیل منتهی میشدند .
بعدها اصولی كه فورد برای تولید كالا در حجم بالا به كار برده بود در سایر موسسات صنعتی نیز اعمال گردیدند . هنری فورد در عین حال طرحهایی برای سهیم كردن كارگران در سود كارخانهها به مورد اجرا گذارد ، بهنحوی كه به عنوان نمونه در سال 1914 ، معادل سی میلیون دلار سهم از آن كارگران شد . داستان تقسیم كار در صنعت ، با مطالعات فردریك تیلور در باب مدیریت علمی شكل آكادمیك گرفت و یكی از اركان زمینهساز شكلگیری مهندسی صنایع در سالها بعد گردید .
در گام بعدی از نخستین پیشگامان مهندسی صنایع به معنای امروزین آن سخن خواهیم گفت . علاقهمند نیستید تا بدانید پروسه شکل گیری رشته مان را به چه کسانی مرهونیم ؟! ...
گام هشتم
نخستین پیشگامان شكلگیری مهندسی صنایع چه كسانی بودهاند ؟
با ظهور انقلاب صنعتی و پیشرفت چشمگیر دانش تكنولوژیكی بشر در قیاس با گذشته ، به تدریج مفاهیم نوینی در باب مدیریت و صنعت گشوده شد ؛ اگر چه در آن زمان هنوز مهندسی صنایع به زبان امروزین آن وجود نداشت اما ارائهدهندگان این نظریات را آغازین پژوهشگران علم مهندسی صنایع به شمار میآوریم . بیتردید پروسه تكامل مهندسی صنایع تا مرز كنونی آن مرهون تمامی این تلاشها و تفكرات است . با هم به معرفی بزرگان اندیشه در قرون پیشین میپردازیم ؛ این روند را با متفكرین قرن هجدهم آغاز مینماییم :
آدام اسمیت ، بیتردید نامی آشنا در عرصه علم و دانش بشریست . وی در دورانی مقارن با انقلاب صنعتی ( نیمه دوم قرن هجدهم ) فوائد تخصصی كردن كارها برای كارگران كارخانه را مورد توجه قرارداده و درباره مفاهیم نظارت و محاسبات بازده سرمایه ، نظریاتی ارزشمند ارائه نمود . آدام اسمیت كه از وی به عنوان مبتكر تقسیم كار یاد میشود یكی از پیشگامان ارزشمند پیشرفت دانش و آگاهی بوده است .
توماس جفرسون نیز در اواخر قرن هجدهم در طی تحقیقات خود ، توجه متخصصین را به قسمتهای قابل تعویض سازمان جلب نمود .
الی ویتنی نیز نظریهپرداز دیگری بود كه در سالهای پایانی دهه 1790 میلادی نظریاتی ارزشمند در ارتباط با كنترلكیفیت ، مدیریت و نیز حسابداری قیمت تمام شده ارائه نمود .
باید اذعان نمود كه بیشك این سه تن تنها نمونهای هستند از تمامی آنانی كه آشكارا و نهان برای روند صعودی دانش مهندسی و بویژه مهندسی صنایع در قرن هجدهم كوشیدهاند و نتیجه این تلاشها امروزه در اختیار ما قرار گرفته است ؛ برماست كه راه آنان را در جهت نیل به تكامل حقیقی و همه جانبه انسانی ادامه دهیم .
در گام آتی با هم بزرگان تفكر صنعتی در قرن نوزدهم را خواهیم شناخت ...
گام نهم
متفكران و نظریهپردازان عرصه صنعت در نیمه نخست قرن نوزدهم چه كسانی بودند ؟
جیمز وات ، نامی آشناست كه بیشتر از او در درسهای فیزیك و مكانیك شنیدهایم ؛ اما جالب است بدانیم كه وی در اوائل قرن نوزدهم نظریاتی ارزشمند در باب روشهای استاندارد عملیاتی ، متدهای كار ، طرح ریزی ، دستمزد ، زمانهای استاندارد ، اطلاعات استاندارد ، بیمه كاركنان و موارد كاربرد بازرسی و حسابداری بیان نموده است . لیستی طویل و موضوعاتی پراهمیت هستند ، چنین فكر نمیكنید ؟!
رابرت اون ، نظریهپرداز دیگری بود كه احتیاج به استفاده و كاربری عملیات كارگزینی را صراحتا بیان نمود و مسئولیت آموزش كارگران را بر عهده مدیریت نهاد ؛ وی همچنین برای كارگران ، خانه و امكانات معیشتی مناسب درنظر گرفت .
جیمز میل ، در دهه 1820 حركات انسانی را تجزیه ، تحلیل و تلفیق نمود .
چارلز بیچ متفكر دیگری بود كه در دهه 1830 روشهای علمی انجام كار را مورد تایید قرارداد ؛ تشریح مختصات شغل را تاكید نمود و در موضوعاتی چون تقسیم كار ، مطالعه حركت ، زمان حسابداری قیمت تمامشده و نیز عوامل موثر بر كارایی كاركنان ، نظریاتی ارزشمند بیان نمود .
جیمز استوارت میل ، این بار در دهه 1850 ، مباحثی در باب حوزه نظارت ، وحدت فرماندهی ، نظارت كاری و اداری ، تقسیم كار و نیز حقوق و دستمزد ارائه نمود .
هنری یور ، در همان زمان ( دهه 1850 ) درمورد اصول سازمان ، ارتباطات و اطلاعات مورد استفاده در سازمان نظریاتی ارائه داد .
در گام دهم ، پیشگامان نیمه دوم قرن نوزدهم را به بررسی خواهیم نشست ...
گام دهم
پیشگامان پروسه شكلگیری مهندسی صنایع در نیمه دوم قرن نوزدهم چه كسانی بودند ؟
در ادامه معرفی نظریه پردازان صنعتی قرن نوزدهم به نیمه دوم این قرن میرسیم :
در دهه 1850 دانیل.ی.مكالیوم در ارتباط با موارداستفاده چارت و نمودار در نشاندادن تركیب سازمانی و كاربرد منظم مدیریت در سازمان راهآهن مباحث خویش را بیان داشت .
دبلیو.ی.جنیوتر در دهه 1870 میلادی ، مطالعاتی در باب حركت و خستگی كارگران و تاثیر وسایل مختلف بر روی كار ارائه نمودهاست .
در سال 1881 بود كه جوزف وارتون ، درس مدیریت را در سطح كالج به وجود آورد .
هانری میكالیف در دهه 1880 ، نظریاتی در مورد علم اداره و شركت در سود كارخانه ارائه نمود .
فردریك هالسی متفكر دیگری بود كه در باب سیستم پاداش نظریات خویش را بیان نمود .
به قرن بیستم میرسیم ؛ سالهایی كه شتاب مضاعفی را در تكامل مهندسی صنایع با خود به همراه داشت . قرن بیستم را در گام یازدهم با پدر مدیریت علمی آغاز خواهیمنمود ...
گام یازدهم
آیا پدر مدیریت علمی را میشناسید ؟
شخصی که او را به عنوان پدر مدیریت علمی میشناسیم فردریک تیلور ( 1915 - 1856 ) است . وی یک مهندس مکانیک بود که در طول فعالیت خود در صنایع فولادسازی ، روش بهتری برای انجام فعالیتهای کارگری پایهگذاری کرد و به این ترتیب اولین فردی شد که یک فرضیه کامل در اصول مدیریت و مطالعه روشها پایهگذاری نمود ؛ به بیان بهتر زمینه کاری وی بهرهوری بود . او بیش از همه در توسعه رشته مهندسی صنایع به صورت منظم و تعریف شده نقش داشته اما هیچگاه در نوشتههایش اصطلاح مهندسی صنایع را به کار نبرده و از ترکیب مدیریت علمی برای کارهایش استفاده نموده است . دو کتاب تیلور به نامهای مدیریت کارخانه و اصول مدیریت علمی از نخستین آثاری هستند که در آنها به طور منطقی و برنامهریزی شده مسایل مدیریت تولید و کارخانه مورد بررسی قرار گرفتهاند . فرمول تیلور برای به حداکثر رساندن سطح تولید شامل سه عنصر کار مشخص ، زمان مشخص و روش مشخص بود که این فرمول از مفاهیم پایهای مهندسی صنایع به شمار میرود .
جیمز چاپمن نقش بینظیر تیلور را چنین عنوان نموده است :
1- تعیین علمی استانداردهای کار
2- سیستم پرداخت دستمزد بر مبنای استانداردی از کار انجام شده توسط هر کارگر
3- ریاست وظیفه ای
4- انقلاب فکری که تیلور آن راپیشنیاز برپایی و اجرای مدیریت علمی میدانست .
شناخت پیشگامان مهندسی صنایع را در قرن بیستم با فردریک تیلور آغاز نمودیم و در گام بعدی با هنری گانت راهمان را ادامه خواهیم داد ...
گام دوازدهم
نخستین دغدغههای برنامهریزی تولید از آن چه کسی بود ؟
در گام پیشین و در مبحث پیشگامان مهندسی صنایع در قرن بیستم از فردریک تیلور به عنوان پدر مدیریت علمی نام بردیم و سپس تصمیم بر آن شد تا به سراغ هنری گانت برویم .
گانت نیز یک مهندس هم عصر تیلور بود که در توسعه تفکر مدیریتی تاثیر بسزایی داشت . اهم فعالیتهای او به سالهای همکاری با تیلور و به عنوان مشاور باز میگردد . او نخستین کسیست که مسایل برنامه ریزی تولید را مطرح نمود و با علاقه و توجهی که به هزینه های تولید ، انتخاب مناسب کارگران و آموزش آنها و نقش پاداشهای نقدی در تولید نشان داد ، قدمهای ارزندهای در این زمینهها برداشت . اهم تلاشهای او را میتوان در موارد ذیل خلاصه نمود :
1- فعالیت در زمینه سیستمهای انگیزشی و تقویتی برای کارگران .
2- تقویت مدیریت و حمایت از آموزش کارگران .
3- توجه به مسئولیتهای اجتماعی در تجارت و صنعت .
4- ارزیابی نتایج مدیریت به وسیله نمودارهای گانت و دیگر روشها .
جالب اینجاست که علیرغم آنکه تیلور و گانت با هم کار میکردند نظریاتشان در باب مدیریت علمی با یکدیگر متفاوت بود ؛ تیلور به خصوصیات علمی و تکنولوژیک کار در صنعت علاقهمند بود ، حال آنکه گانت به مسایل و فاکتورهای انسانی توجه بیشتری داشت .
در گام آتی با برادران گیلبرت همراه خواهیم شد ...
گام سیزدهم
از برادران گیلبرت و مطالعات حركت بیشتر بدانیم !
آیا تاكنون در مباحث ارزیابی كار و زمان نام این دو برادر را نشنیدهاید ؟
فرانك و لیلیان در اوائل قرن بیستم در نتیجه مطالعاتی كه بر روی حركت - به عنوان یك تكنیك در امور مهندسی - انجام دادند تاثیر بسیاری بر مهندسی صنایع نهادند . دستاوردهای فرانك گیلبرت در زمینه بهبود روشهاست ؛ وی پس از آنكه مشاهده نمود تفاوتهای اساسی در روشها و حركات افراد مختلف برای انجام فعالیتی واحد وجود دارد ، بر آن شد تا بهترین روش انجام یك كار را بیابد . فرانك در توسعه مطالعه حركات ریز ، حركات را به عناصر پایه ای به نام تربلیگ تقسیمبندی نمود ؛ او سرانجام در سال 1911 اصول مطالعات حركت را منتشر نمود .
از سوی دیگر ، دلبستگی لیلیان به روانشناسی صنعتی در بسیاری از نوشتههای او هویداست . وی تاثیر بسزایی در زمینههایی چون فرصتبخشی به كارگران تازهكار و بیمهارت برای كسب تجربه ، مطالعه استراحتهای مجاز برای رفع خستگیهای غیرقابلترمیم و مفاهیمی از این دست داشت .
در گام آتی روند معرفی نظریهپردازان نیمه اول قرن بیستم را ادامه خواهیمداد ...
گام چهاردهم
پیشگامان مهندسی صنایع در نیمه اول قرن بیستم چه كسانی بودند ؟
در گامهای پیشین چهار چهره برجسته نیمه نخست قرن بیستم را به تشریح شناختیم ؛ در كنار این بزرگان ، نظریهپردازان دیگری نیز بودهاند كه مطالعات و تحقیقات آنان تاثیرات بسزایی در پیشرفت دانش صنعتی داشته است :
جیمز گان ، در سال 1901 برای نخستین بار واژه مهندسی صنایع را در مجله مهندسی به كار برد .
در سال 1908 ، هوگو دریمر نخستین برنامه آموزشی مهندسی صنایع را در دانشگاه پنسیلوانیا ارائه نمود و خود او نخستین نوشته در حوزه مهندسی صنایع به معنای نوین آن را با عنوان « كارخانه ، سازمان و سازماندهی » در سال 1910 به رشته تحریر درآورد .
كی ایرلانج ، در دهه 1910 تئوری خط نوبت را بیان نمود و لزوم كاربری مدیریت علمی را در امور اداری و دفتری مورد تاكید قرار داد .
والتر اسكات ، در مباحث خود اهمیت كاربرد دانش روانشناسی را در تبلیغات و مدیریت پرسنلی مورد تایید قرار داد .
اچ.اف.دوج ، رونالد فیشر ، دبلیو.آ.استوارت ، اچ.جی.رومیك ، كه مباحث خود را در باب كاربرد و استنباط آماری ، تئوری احتمالات در بازرسیهای نمونهای ، تئوریها و متدهای مدرن آماری ، طرحهای تجربی و تئوری نمونهگیری ، در مطالعاتی مشابه ، بیان نمودهاند .
تی.سی.فربتی ، در ارتباط با تئوری صف نظریات خویش را در دهه 1920 میلادی بیان نمود .
چستر برنارد ، كتابهای معروف خود را به نام وظایف مدیران بلندپایه در سال 1938 و سازمان مدیریت در سال 1948 ، در باب تئوری سازمان ، جامعه شناسی مدیریت و لزوم ارتباطات و نیز مسائل رهبری سازمان به رشته تحریر درآورده است .
والتر استوارت در كتاب كنترل كیفیت اقتصادی در سال 1930 ، تئوری آمار استنباطی و احتمالات در كارخانجات بل را در مسائل اقتصادی به كار گرفت و نمودارهای آماری به وجود آورد .
نوربرت وینر در باب استعمال تجزیه و تحلیل سیستمها و سیستم اطلاعات و سایبرنتیكس ، نظریات خود را در دهه 1940 ارائه نمود .
در تحقیقاتمان به نیمه قرن بیستم رسیدهایم و اینك شناختی مفید و جامع از اغلب آنانی كه تلاشهایشان در تكامل مهندسی صنایع تا مرز كنونی آن نقش داشته ، حاصل نمودهایم . اما در اینجا این پرسش به ذهن متبادر می شود كه نخستین دانشكده برای تربیت مهندسین صنایع در چه سالی و در كجا تاسیس گردید . در گام آتی این سوال را به پاسخ خواهیم نشست ...
گام پانزدهم
آیا میدانید سابقه تاسیس دانشكدههای مهندسی صنایع در ایران و جهان به چه تاریخی باز میگردد ؟
با توسعه كاربرد مدیریت علمی در نتیجه تلاش افرادی چون تیلور و گانت ، با آغاز قرن بیستم تحولی در كارخانهها به وجود آمد و كارایی و بهرهوری آنها به چندین برابر افزایش یافت ؛ اما هنوز هم هیچ دانشكدهای تحت نام دانشكده مهندسی صنایع وجود نداشت تا آنكه در دهه 1920 چندین دانشگاه در آمریكا رشته مهندسی صنایع را دایر نمودند و اولین درجه دكترای مهندسی صنایع در سال 1933 به آقای بارنس در دانشگاه كرنل اعطا شد ؛ پایاننامه دكترای او نیز در زمینه مطالعات حركت بود .
با تاسیس انجمن مهندسی صنایع آمریكا در سال 1948 و همزمان با تشكیل انجمن كنترل كیفیت آمریكا ، پیشرفت چشمگیری در مهندسی صنایع به وجود آمد ؛ زینپس بود كه مطالعات و تحقیقات در باب مفاهیم تخصصی مهندسی صنایع شكل جدیتری به خود گرفت و این سرآغاز راهی بود كه همچنان ادامه دارد و تا بی نهایتِ دانش نیز ادامه خواهد داشت .
و اما در ایران و برای نخستینبار دانشكده مهندسی صنایع در دانشگاه صنعتی شریف در سال 1347 راه اندازی گردید .
با تمام آنچه گفته شد به این نتیجه نرسیدهاید كه مهندسی صنایع رشتهای نوپاست ؟! این بیشك ما را به گستره وسیع فعالیتهای ممكن رهنمون میسازد و بر ماست كه بر تلاش خود در پیمودن این راه بیافزاییم .
در گام آتی و در ادامه سیر تاریخی شكل گیری مهندسی صنایع در قالب كنونی آن ، تاثیرات چشمگیر جنگ جهانی دوم را بر پیشرفت مهندسی صنایع مورد بررسی قرار خواهیم داد ...
گام شانزدهم
از پیشرفتهای مهندسی صنایع در طول جنگ جهانی دوم چه میدانیم ؟
جالب است كه بدانیم جنگ جهانی دوم با همه ویرانیها و تلفات ، تاثیرات شگرفی در پیشرفت دانش بشری و از جمله مهندسی صنایع داشت ؛ توفق و پیروزی در جنگ نیازمند برخورداری از دانش برتر در قیاس با سایرین بود و همین كشورهای درگیر را به سوی سیر تكنولوژیكی سوق میداد . در طول جنگ جهانی دوم و با پیشرفتهایی كه در زمینههای پژوهش در عملیات ، طرحریزی واحدهای صنعتی ، ارزیابی مشاغل ، حملونقل مواد و برنامهریزی و كنترل تولید حاصل گردید ، فعالیتهای مهندسی شكل بهتری یافت .
همچنین جنگ جهانی سبب بذل توجه افزونتر به طراحی و تحلیل سیستمها با هدف برنامه ریزی و كنترل فرایندها گردید ؛ یكی دیگر از روشهایی كه كاربرد گستردهای یافت برنامهریزی شبكه بود ؛ این روش نیز در طی جنگ جهانی دوم و توسط نیروی دریایی آمریكا شكل گرفت . روشهای برنامه ریزی شبكه مانند روش مسیر بحرانی و روش ارزیابی و بازنگری برای برنامهریزی و كنترلپروژه ها به كار گرفتهشد تا این پروژهها در كوتاهترین زمان و با كمترین هزینه به انجام رسند .
مهندسی ارزش نیز یكی دیگر از دستاوردهای جنگ جهانی دوم بود كه در حقیقت به دنبال كمبود مواد اولیه و اهمیت یافتن آن و در پی تلاشهای لری مایلز شكل گرفت .
در دهه 1950 و با تأسیس انجمن پژوهش در عملیات آمریكا (ORSA)و انجمن علوم مدیریت (IMS) دامنه تحقیقات تئوری در زمینه مهندسی صنایع افزایش چشمگیری یافت و به طور موثر از علوم ریاضی به عنوان ابزاری برای تجزیه و تحلیل و طراحی سیستمهای صنعتی استفاده گردید . چندین سال بعد و طی دهه های 1960 و 1970 كه با توسعه وسیع كامپیوتر همراه بود ، مهندسی صنایع از طریق گسترش تحقیقات در واحدهای آموزشی و تحقیقاتی ، پایه و اساس ریاضی پیدا كرد ؛ مدلهای ریاضی برای معرفی و بررسی سیستمها تعریف شد و از سوی دیگر سیستمهایی نظیر طراحی به كمك كامپیوتر (CAD) و ساخت به كمك كامپیوتر (CAM) ، سیستمهای ساخت انعطافپذیر (FMS) ، سیستمهای ساخت یكپارچه كامپیوتری (CIM) و روبوتها ، پا به عرصه مهندسی صنایع نهادند .
در گام آتی تشریح این روند تكاملی را ادامه خواهیم داد ...
گام هفدهم
در نیم قرن گذشته و پس از جنگ جهانی دوم چه تحولاتی در حوزه مهندسی صنایع به وقوع پیوسته است ؟
جنگ جهانی دوم آغازی برای تسریع روند تكاملی حوزه دانش شد و بهطبع آن مهندسی صنایع نیز از این قاعده مستثنی نبود . پس از جنگ جهانی و در طول دهه پنجاه عنایت به مباحثی نظیر قابلیت اطمینان (Reliability) ، كنترل عددی (Numerical Control) و شبیهسازی (Simulation) باب گردید .
از آغازین سالهای دهه شصت و در سالهای پس از آن كه عصر فضا نام گرفته بود ، تئوری تصمیمگیری (Decision Theory) ، سیستمهای اطلاعاتی (Information Systems) ، تئوری بهینهسازی (Optimization Theory) ، مشاركت زمان (Time Sharing) ، برنامهریزی احتیاجات مواد (MRP) ، مدیریت منابع (Resource Management) و پردازش از راه دور (Teleprocessing) از جمله حوزههایی بودند كه به گستره علوم و دانش مهندسی صنایع پیوستند .
با نزدیك شدن به سالهای پایانی هزاره ، تكنولوژیهای نوین پا به عرصه ظهور نهادند و روشهای تولید ژاپنی (Japanese Production Techniques) ، سیستمهای تولید انعطافپذیر (Flexible Manufacturing Systems) ، هوش مصنوعی (Artificial Intelligence) ، شبكههای كامپیوتری (Computer Network) ، پردازش اطلاعات توزیعی (Distributed Data Processing) ، تولید به كمك كامپیوتر(Computer Integrated Manufacturing) ، برنامهنویسی به كمك صدا (Voice Programming) ، بازرسی خودكار (Automated inspection) ، كنترل سلسله مراتبی (Hierarchial Control) و اتوماسیون اداری (Office Automation) از جمله ابزارها و تكنیكهای نوپای حوزه مهندسی صنایع گردیدند .
و اما سالهای اخیر نیز ، سالهای نظریاتی چون
طراحی جامع سیستم ، سیتمهای اجتماعی (Total Systems Design , Social Sys) ،
نظریه كنترل سیتمهای بزرگ (Large Scale Systems Control Theory)
سیبرنتیك نظریه رفتاری (Behavioral Theory)
بوده است و بیتردید این روند رو به رشد تا بینهایت دانش نیز ادامه خواهد یافت.
|
|
| دانشجوی صنایع |
یکشنبه 1387/09/17 |
 |
|
 |
آخرین مطالب ارسالی |
|
|
|
 |
آمار کاربران |
|
|
 |
لینک دوستان |
|
|
 |
بخش ویژه |
|
|
|